|
شب امتحان زنده داري كني
تو تا صبح چون شمع زاري كني
و آنگاه در امتحان درشت
دهن دره و سر گرفته به مشت
حروف سؤالات يكجا همه
نگويند چيزي به جز همهمه
و اعداد رقصان بربط زنان
نگيرند آرام و در يك زمان
و تو زانوي غم گرفته به بر
كه شايد رسد ياري از پشت سر
تلاشي كني بي خود و بي جهت
ور انداز اوضاع از هر جهت
به چشمت چو شب تيره گشته جهان
سگ و گربه رقصان و آوازه خوان
همي با خدايت كني تو نياز
كه اي عالم و هستي بي نياز
تو امداد غيبي به گوشم رسان
دهم قول مردانه در اين زمان
كه در ترم بعد و دروسي دگر
كنم درس خود را به خوبي ز بر
در اين لحظه بي شك تو خواهي شنيد
زمان سؤالات، پايان رسيد
|